السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

61

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

در خارج تحقق دارد ، و دو مفهوم « انسان » و « موجود » از او انتزاع مىشود . حكما در اين‌كه كدام‌يك از اين دو مفهوم اصيلند ، اختلاف كرده‌اند . حكماى مشّاء وجود را اصيل مىدانند و حكماى اشراقى - آن‌طور كه نقل شده - ماهيت را . البته هيچ حكيمى بين اصالت هردو جمع نكرده است ؛ زيرا اصالت هر دوى آنها مستلزم آن است كه هر شىء واحد مفروضى دو امر مغاير باشد ، و اين بر خلاف بداهت است . به اعتقاد ما حقيقت همان است كه حكماى مشّاء گفته‌اند ، يعنى اصالت وجود . سؤالى كه در اين فصل در پى يافتن پاسخ صحيح آن هستيم اين است كه آيا وجود اصيل است و ماهيت يك امر اعتبارى مىباشد ، يا بالعكس ؟ پيش از بيان ادلّه‌اى كه براى اثبات اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت بيان شده ، لازم است راجع به واژه‌هاى وجود ، ماهيت ، اصالت و اعتباريت ، مقدارى توضيح داده شود ، تا محل نزاع به خوبى روشن گردد . مقصود از « وجود » در عنوان بحث « وجود » گاهى به صورت معناى حرفى به كار مىرود كه رابط ميان قضايا بوده و در فارسى از آن به « است » تعبير مىشود ، و زمانى به صورت معناى مصدرى به كار مىرود كه دربردارندهء نسبت به فاعل است و مرادف فارسى آن ، لفظ « بودن » مىباشد ، و گاهى به صورت اسم مصدرى به كار مىرود كه مرادف فارسى آن ، لفظ « هستى » است . آن‌چه در اين‌جا مورد بحث مىباشد همان معناى اسم مصدرى وجود است نه معناى حرفى و نه معناى مصدرى . « 1 » توضيحى دربارهء ماهيت و مفاهيم ما هوى « ماهيت » يك مصدر جعلى است كه از « ما هو » ( او چيست ؟ ) گرفته شده ، و به معناى اسم مصدرى - كه مرادف فارسى آن « چيستى » است - به كار مىرود . مفاهيم ما هوى ،

--> ( 1 ) . راجع به معناى حرفى وجود در بخش سوم بحث خواهد شد ، و اما دربارهء معناى مصدرى آن ( يعنى بودن ) ترديدى نيست كه يك معناى اعتبارى مىباشد و از محل بحث بيرون است .